الشيخ محمد تقي بهجت

148

جامع المسائل ( فارسي )

قذف است بر زوج ؛ و همچنين سقوط حد زانيه به سبب شبههء دارئه . و اگر بعد از قذف ، نه تكذيب كرد قذف را و نه لعان اختيار نمود ، حد قذف ثابت است . اگر بعض حد اقامه شد ، پس از آن در اثناء ، حاضر براى لعان شد ، اجابت مىشود ، به سبب شبهه دارئه حد ، و لعانى كه مسقط تمام حد است مسقط بعض هم هست . حكم عدم قدرت لسانى بر لعان بعد از قذف 2 - اگر زبان كسى بسته شد از لعان ، بعد از قذف ، لعان او با اشاره است اگر مأيوس از عود سلامت باشد يا احتمال آن در دير زمان بدهد . و اگر احتمال زوال عارض در زمان قريب بدهد ، احوط تأخير حد قذف تا لعان نُطقى بعد از سلامت است . ادّعاى قذف توسط زن و سكوت زوج 3 - اگر زن ادعاى قذف كرد و شوهر ساكت شد و زن اقامهء بينه بر آن كرد ، در مسموعيّت بينه بدون جواب انكار از طرف شوهر ، و ايجاب آن صحّت لعان را بر مقتضاى بينه ، تأمّل است ، بلكه از شوهر مطالبه جوابِ به اقرار يا انكار مىشود و به لوازم آن عمل مىشود . و همچنين كلامى كه محتاج به تفسير او باشد و مفيد خصوص اقرار يا انكار نباشد . و اگر انكار كرد پس اقامه بينه بر قذف شد ، حد ثابت است و لعان ثابت نيست چون كه تكذيب انكار و تصديق قذف است . و اقرب ثبوت لعان است در اعتقاد زن كه قذف شده و قصد معنى به لعان نموده و در اعتقاد شوهر با توريه نسبت به قذف فرضى . و در مورد ظهور حاضر شدن به لعان در قذف ، ايضاً لعان ثابت مىشود . صورت سقوط حد در فرض لعان و با لعان ، حد آن ساقط مىشود در صورتى كه مدتى از قذف ادعايى اول گذشته باشد و قذف جديد محتمل الصدق باشد و مشمول انكار سابق نباشد . و مشكل است سقوط حد قذف اولى كه مورد قيام بينه زن بود ، مگر بنا بر سقوط حد قذفهاى متعدّد اگر چه با اين نحو كه محتمل است تخلَّل زناى جديد در آنها باشد به لعان واحد ؛